![]() |
![]() |
|
| غزل امروز |
|
خورشید محو گیسو بالا بلند تان افتاده تا نسیم به دست کمند تان لب های طعم نیشکر باغ های شرق هی - آب شد که روی لبم باز قند تان یا چشمه هائی از سبلان دستبند تان انگار رستخیز گیاهان نگاه توست دف می زند کسی : غزل از پشت خنده تان آدم شدم- شدم شب شبنم سکوت و سیب از کائنات تا که چه باشد پسند تان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط اصغر کرمشاهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|