تبليغاتX
پرانتز
غزل امروز
 

 

 

خورشید محو گیسو بالا بلند تان

افتاده تا نسیم به دست کمند تان

لب های طعم نیشکر باغ های شرق

هی - آب شد که روی لبم باز قند تان
موج خلیج فارس شده چین دامنت

یا چشمه هائی از سبلان دستبند تان

انگار رستخیز گیاهان نگاه توست

دف می زند کسی : غزل از پشت خنده تان

آدم شدم-  شدم شب شبنم  سکوت و سیب

از کائنات تا که چه باشد پسند تان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

ما را در این اتاق دو تخته دو دل کشید

رقصید تا دهان خدا را به گل کشید

با سینی از کجای در بسته آمدی؟!

من را اسیر عطر زن و چای هل کشید

باروت نم کشیده ی چشمان قهوه ایش

آ تش به جای خالی ما در سجل کشید

از بس که من دهان به دهان با خدا شدم

در این نبرد قصه ی ما به دوئل کشید

چشماش مثل ابر بهاری که می شدند:

یک عالمه ستاره درون هتل کشید

امشب  ،شب عروس کشان غزل شده

مادر میان شعرمن آمد  -و کل کشید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

من را ببخش شاعر و کم رو و ساده ام

مثل غزل به طبع شما حال داده ام

یک پانتومیم مبهم خوشبخت بی خیال

تلخ است  -پشت پرده ی روی گشاده ام

اینگونه سیب و ساکت اگر تجزیه شوم

در چشم هات می رود آخر براده ام

یک لحظه است رفتن - تا شرق درد هام

شیطان شده ست قسمت پای پیاده ام

در مسلخی که ساخته ی دست عشق بود

با یک کفن در آتش خود ایستاده ام

هی راه می روم که بفهمم کیم؟  چیم؟

این من که تا هنوز در آغاز جاده ام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

 

 

 

از رفتن زیر برف حالی تان نیست

این حادثه ی شگرف -حالی تان نیست

هی حرف زدم بلکه عروسم باشی

اما نه   شما که حرف حالی تان نیست

 

 

می خواهم اینکه تا همیشه شاعرت باشم

تو مال من باشی و من در خاطرت باشم

قطعن خدا هم سیب را از شک می اندازد

وقتی بهشتی در نگاه آخرت باشم

از من اگر تنها درختی بی ثمر باقی ست

اما می ارزد سایه ای روی سرت باشم

چیزی به جز رویای تو در دست و بالم نیست

فرصت بده تا لااقل شعر آورت باشم

می شد سکوت چار راه احمدی باشی

تا روی خط با مداد -  عابرت باشم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

 

اسم تو دائم بر زبانم با شد اما

سکته بریزد در بیانم/ با شد اما

در روسری آبی ات گل دسته کردی!

تا عطر آن در آسمانم باشد اما

من زیر نور چشم تو راحت ترم    نه

وقتی که پلکت سایبانم باشد اما

گنجشک های سینه ات غمگین نشستند

این حس درون من گمانم باشد اما

غربت همیشه جاده می ریزد به پایم

اما تو می خواهی بمانم/ باشد اما...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

 

اوساختار نحوی من را به هم زده

دهلیز های شعریِ...   ( کاما ) به هم زده

رنگین کمان ِ بسته ی آن چشم های تو

اوضاع را در عالم بالا به هم زده

چشمات  توی خلقت خود دست برده اند

اشکات  رود های جهان را به هم زده

انگار شعله های تُویِ دخترانه را

دستان بکر حضرت سودابه هم زده

این بطری پری که به شعرم رسیده است

جو را میان ماهی و دریا به هم زده

دستم به دور گردن این واژه های مست

ذهن مرا تولد ودکا به هم زده

حالا که گیج می خورم و مست می روم

توی سرم صدای پرنده ست   می روم-

من را جنون آنی رویا به هم زده

دارم از این کُریدور بن بست می روم

یادت مسیر ذهن مرا  یا به هم زده

یا من بدون خاطره از دست می روم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

 

 

از چاه ما کسی به عزیزی نمی رسد

حتی به چند متری میزی نمی رسد

هی پشت هم ترانه - غزل نذر می کنند

وقتی به هیچ کس ها   چیزی نمی رسد

اما به ما که می رسد آتش بهانه است

اسب و سوار عاطفه خیزی نمی رسد

دیگر بس است  مرده ی خود را رها کنید

اینجا به ما لباس تمیزی نمی رسد

در ارگ - راه می روم و شعر می شوی

به ذهن من که راه گریزی نمی رسد

دستم به تو نمی رسد این بیت آخری

حتی اگر که  اشک بریزی      نمی رسد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

 

 

نزدیک و دور بود     ُ نگاهش سراب ناز

لب هاش طعم تلخی قهوه    شراب ناز

او ماهی سفیدی و من تنگ غرق خون

یعنی زنی ست در تن من   غرق خواب ناز

خوابیده توی بستر من  ُ این عجیب نیست ؟!

مثل جهنمی ست سراسر عذاب ناز

خالق خودش در اول گینس نوشته است :

تعمید داده است زنی را به آب ناز

یک دشت باز می شوم و  رقص می شوی

گیلاس می شوم که تو در پیچ و تاب ناز-

دست مرا بگیر ی و با هم غزل شویم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 

 

 شاعر نوشته بود: خدا     بعد تا مداد-
در سطرهای خط خطی آمد  ، ادامه داد :


نفرین به آن کسی که به دستم حنا گذاشت
تا معنی آفرید به لختیش جامه داد


بعدا تو آن پری  شدی  وقصه جان گرفت
در دست های خام منی کلک و خامه داد


تا یک فرشته واسطه شد  روی بال او
 روح شكسته هاي زمين بود    نامه داد :


او روی صحن کاغذ آسه تمام شد
در بازوان خسته و کوتاه با مداد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 

 

 

با اينكه نيامدي نشاني دادم

عاشق شدم و قول زباني دادم

اما تو گذشتي از بهارم     افسوس

افسوس به پاي تو جواني دادم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط اصغر کرمشاهی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم دی 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
پیوندها
محمد حسین ابراهیمی
توکا
تورج بخشایشی
محسن اشتیاقی
عاشوری
سید مهدی موسوی
علی بهمنی
شهرام ميرزايي
عباس حسین پور
هابیل
اسماعیل مهرانفر
زهره جعفرزاده
سعید عاشقی
توتم قزوین
رحیم سلیمانی
مزگان بانو
جلیل صفر بیگی
ستارجانعلی پور
محمد رضا رستم پور
کسری کبیری
روح الله آمدی
امیر مرزبان
آرش علیزاده
هادی خوانساری
غزل کرمان
عرفان رعایی
ایمان مستشار نظامی
نغمه مستشار نظام
فرهاد صفریان
مهدی فرجی
الهام يزدي ها
وحيد نجفي
محمد ارثي زاد
زهرا حسيني
عادل حيدري
مرتضی کردی
لیلا اکرمی
مریم حقیقت
مهدی میرزایی
مهتاب یغما
حميده جانزميني
غزلنت
عليرضا نسيمي
محمد سلطاني
رضا بخشي
مهدي بهرام پور
حسن قريبي
فاطمه اختصاري
سردار شمس آوري
حسين ديلم كتولي
حمید سهرابی
محمد رضا شالبافان
اسما شریف نزاد
احمد رضا قدیریان
میران
با بک دولتی- مریم صفار زاده
زینت چوقادی
سودابه مهیجی
امیر اکبر زاده
علیرضا بدیع
پیمان سلیمانی
انجمن شعر بانوان نیشابور
محمد نوروزی
محمد مهدي سيار
عليرضا قزوه
مجید اسطیری
حبیب
اصغر صالحی
زینت نور
آزاده بشارتی
دل آهه
مهتاب یغما
مسعود اکبری راد
عبد الرضا حسینی
ماندانا ابری
پویامیرزا پور
نجات بخشی
ناصر فیض
علی شهیب زادگان
سامان حاجی
مرتضی پارسا
سعیده کشاورزی
مجتبی صادقی
فاطمه حق وردیان
امین حیدری
اصغر علیزاده
علی اصغر طاهر نیا
صالح دروند
روح الله ساریجلو
محمد صادق خدامرادی
مهدی معارف
محسن حیدریان فر
مهدی هوازاده
زهرا معتمد
پریا تفنگ ساز
طا هره کوپالی
مرضیه فرمانی
نیما فرقه
فاطیما رانا
مهدی افضلی گروه
محمد اصغری
حدیث لرزه غلامی
پیام سیستانی
فردین عزیز نیا
سید علی میر افضلی
سهراب جلال زاده
رویا ابراهیمی
حامد عسکری
حسین جلال پور
بهزاد بهادری
تاز های ادبی
حجت تورانی
کیوان براهنگ
دوشنبه های شعر و پیانو
هدی طبری
زهرا دهقان
سید حبیب نظاره
امیر حسین نیکزاد
مسعود رضائی خلیق
سید محمد رضا هاشمی زاده
الهام قریشی
صدیقه حسینی
خلیل جلیل زاده(ادبیات داستانی)
ابوالفضل مبارز
محسن رضوی
اصغر معصومی
عمران میری
احسان مهدیان
ایمان جواهری
محمد رضا پرویزی
ابوالقاسم بهرامی
محمد حسین انصاری
حامد ابراهیمی
لاله شجاعی
نادر جابری
محمد سیار
صالح دروند
حسن اسحاقي
و حيد پورداد
نصير رضايي نژاد
نادر جابري
شمس الديني
ایستگاه شعر
حدیث محمدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان